نظر سنجی
ورود به سایت
تصوير تصادفي
- images/stories/photonews Not a directory
آمار سایت
اعضا : 133مطالب و محتوا : 2596
لینك وب ها : 107
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 2124245
حاضرین در سایت
ما 37 مهمان آنلاین داریم| گفتگویی خواندنی با مهندس عیسی حیدری |
| نوشته شده توسط پيام ميشو | |||
| دوشنبه ، 8 بهمن 1386 ، 21:18 | |||
خوش خبر : آقای مهندس دوست داریم سرنوشت زندگی شما را از زبان خودتان بشنویم وظیفه خود میدانم در آغاز سخن ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (ع) و همراهانش را به پیشگاه حضرت ولی عصر عج و ملت فهیم و معتقد و عاشق مکتب امام حسین (ع) منطقه تسلیت بگویم . پدرم و زن فاضله ای به نام کبری خانم اولین معلمین قرآن من بودند و تکمیل قرآن را درنزد مرحوم حاج ابوالفضل کسائی پدر شهیدان عزیزمان کسائی ها آموختم ودوران ابتدائی و راهنمائی را در مدرسه فرخی و نوراسلام مرند به پایان رساندم و درخرداد سال 1367 از دبیرستان شهید سیدزاده دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم و با رتبه 48 وارد دانشگاه تبریز در رشته مهندسی برق الکترونیک شدم و پس از سه ترم به جهت علاقه شخصی تغییر رشته دادم و مهندسی عمران را به پایان بردم واخیرا فراغتی دست داد تا در دانشگاه علم و صنعت ایران دوره عالی مدیریت اجرائی گرایش استراتژیک را بگذرانم . دوران دبیرستان دوران شیرینی بود هم درس میخواندم و هم در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالیت میکردم و عضو فعال پایگاه بسیج بودم آن دوران بسیجی بودن حال و هوای معنوی خاصی داشت با امورتربیتی مرند و سپاه و هلال احمر همکاری هنری داشتم و بازیگر و کارگردان چند نمایشنامه از جمله نمایشنامه قلعه ، شلمچه در خون ، نیستان و ... بودم از همکاران آن دوره نادر برهانی مرند و مصطفی طالبی و جواد قامتی و رزاقی و سید کریم حسنی و علی امینی و .... بودندکه خیلی از آنها در کشور و منطقه بی نظیر بوده و هستند و استاد برجسته من در کارهای هنری حسن شکوهمند هنرمند باسابقه شهرمان بود و یک فیلم کوتاه هم به نام آخرین مسافر کار کردیم که نقش اول آن را بازی میکردم . در دوران دانشگاه هم با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشتم و همزمان هم کار میکردم و هم درس میخواندم . دوران دبیرستان دوران شیرینی بود هم درس میخواندم و هم در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالیت میکردم و عضو فعال پایگاه بسیج بودم آن دوران بسیجی بودن حال و هوای معنوی خاصی داشت با امورتربیتی مرند و سپاه و هلال احمر همکاری هنری داشتم و بازیگر و کارگردان چند نمایشنامه از جمله نمایشنامه قلعه ، شلمچه در خون ، نیستان و ... بودم از همکاران آن دوره نادر برهانی مرند و مصطفی طالبی و جواد قامتی و رزاقی و سید کریم حسنی و علی امینی و .... بودندکه خیلی از آنها در کشور و منطقه بی نظیر بوده و هستند و استاد برجسته من در کارهای هنری حسن شکوهمند هنرمند باسابقه شهرمان بود و یک فیلم کوتاه هم به نام آخرین مسافر کار کردیم که نقش اول آن را بازی میکردم . در دوران دانشگاه هم با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشتم و همزمان هم کار میکردم و هم درس میخواندم . در جاهای مختلفی افتخار کارهای اجرائی و مدیریتی و خدمت به ملتم و ایران عزیزرا داشتم از جمله : کارشناس فنی شهرداری صوفیان و مرند ، مدیرپروژه های عمران روستائی بنیاد مسکن استان آذربایجان شرقی، مسئولیت توسعه آبهای معدنی استان اردبیل ، عضویت هیئت مدیره شرکت بالاست راه آهن با حکم مرحوم دکتر دادمان وزیرفقید راه و ترابری آقای خاتمی . معاون فنی مدیرعامل شرکت بالاست راه آهن جمهوری اسلامی ، نائب رئیس هیئت مدیره شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی ، معاون روسازی و قائم مقام مدیرعامل شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی ، مجری برج مدرن 23 طبقه راه آهن جمهوری اسلامی ، عضویت سازمان نظام مهندسی استان تهران ، مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت مهندسی عمران مسیر ایرانیان ، مشاور و همکارچند شرکت خصوصی برای ساخت راه آهن . ازدواج کرده ام و دو فرزند پسر به نام های جواد و محمد دارم همسرم مهندس عمران آب بوده و زنی مومن و با تقوا بوده وهمیشه کمک حال بنده بوده و بخش زیادی از موفقیت هایم در نتیجه کمک و همراهی ایشان است عاشق خانواده ام هستم وبه وجودشان افتخار میکنم اغلب به خاطر شرکت در انجام کارهای عمرانی در ماموریت اداری و کارگاهها بودم که آنها دوری مرا تحمل کردندومدیریت تحصیل و زندگی بچه ها اکثرا با همسر فداکارم بوده است . یکی از خواهرانم کارشناس علوم اجتماعی است و دیگری پزشک بوده و برادرم هم کارشناس مدیریت بازرگانی است . خوش خبر : در رابطه با اندیشه سیاسی شما در محافل مختلف حرف و حدیث های متفاوتی بیان شده است دوست داریم دیدگاههای سیاسی خودتان را از زبان خودتان بشنویم ؟ بنده ازهفت سالگی که نزد پدرم در مغازه بودم با کار سیاسی آشنا شدم ایشان علی رغم کم سوادی یکی از عوامل توزیع اعلامیه های حضرت امام رض بود یادم هست به جد از شرکت من در مراسم پیش آهنگی در مدرسه جلوگیری میکرد و به خاطر ندادن پول برای خرید لباس به مدرسه جهت شرکت در مراسم پیش آهنگی و توهین به مراسم و برگزارکنندگان آن توسط مدیر مدرسه و مامورین شهربانی مورد تعرض قرار گرفت من با شرکت در کلاسهای قرآنی و انجمن های اسلامی دانش آموزان و دانشجویان با جریانات سیاسی آشنا شدم در زمان حیات حضرت امام (رض) که آغاز ایام نوجوانی و جوانی بنده بود جریان غالب سیاسی تفکری بود که اعضای آن دور حضرت امام (رض) حلقه زده بودند و بسیاری از یاران صدیق و واقعی حضرت امام و انقلاب همچون آقای کروبی و خاتمی و محتشمی و میرحسین موسوی و موسوی خوئینی ها و... در این جریان حضور داشتند و اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان هم نزدیکترین جریان در دانشگاها به جریان فوق بود که بعد ها به دوم خرداد منتهی شد . من تاکنون عضو رسمی هیچ یک از احزاب سیاسی کشور نبودم و این به جهت تغییر مکان های متعدد زندگی ام به تبعیت از شغلم بوده است و افتخارم مقلدی حضرت امام (رض) بوده که هنوز هم با واسطه باقی به آن هستم اندیشه سیاسی حضرت امام که میزان را رای ملت میدانست همیشه الگوی حرکت سیاسی بنده بوده و هست هر آنچه مردم در چارچوب حقوق اساسی خواهان آن باشند باید ملاک عمل قرار گیرد مردم همیشه حق دارند و ثابت کرده اند که هیچگاه اشتباه نمیکنند قیم بازی برای مردم ایران و تصمیم گیری پشت پرده در جمع چند نفره برای سرنوشت مردمی که زنجیرهای استبداد 2500 ساله را پاره کردند کاری عبث و بیهوده است که اگر بعضی ها دنبال آن باشند قطعا راه به جائی نخواهند برد . بنده معتقد هستم اسلام دینی کامل است و به تبع آن اندیشه سیاسی اسلام اندیشه ای پویا و پاسخگو به نیاز همه عصرها بوده وهست من معتقدم اسلام ناب محمدی (ص) و احکام و دستورات آن و فقه پویا و تعابیر و تفاسیر و راه کارهای آن بر اساس مقتضیات زمان چاره ساز همه مشکلات است . اصلاحات در زندگی یک مسلمان امری واجب و الزامی است و تعطیل بردار نیست به طریق اولی تر اصلاحات در جامعه امر حتمی است اگر جامعه ایران نیاز به اصلاح نداشت حضرت امام (رض) هیچگاه وارد عرصه اصلاح طلبی نمیشدند تمام اجزا حکومت از جنس انسان هستند و انسان هم جائزالخطاست برای داشتن فردائی بهتر از امروز ما همیشه نیازمند به اصلاحات در امورهستیم امروز نظارت و بازنگری و ارتقاء روش ها و بازبینی مدلها و روش ها امری است که علم مدیریت هم ثابت کرده و امری پذیرفته شده است نمیشود با یک حکم ثابت همیشه جامعه را اداره کرد . من جریان اصلاح طلبی را خواست اکثریت مردم ایران میدانم و خودم را نیز از مردم میدانم . خوش خبر : نظر شما در رابطه با دموکراسی و آزادی و نقش این دو در رشد سیاسی مردم چیست؟ من لازم میدانم در مورد سیاست بگویم معتقدم سیاست راه و روش و ابزار است نه هدف . حسب الزام و تکلیف شرعی به مسلح شدن مسلمان به دو وسیله و ابزار سیاست و کیاست برخود فرض واجب میدانم که آدمی سیاسی باشم و کار سیاسی انجام دهم و راه و روش ها را بشناسم اما هیچ اعتقادی به سیاسی کاری وسیاست زدگی ندارم . مقدمه کار سیاسی دمکراسی است و الفبای دمکراسی آزادی است و آزادی را نفس کشیدن و حیات نباتی در این طرف میله ها نمیدانم بلکه آزادی را اختیار بدون دغدغه درداشتن تفکر و اندیشه و انتخاب راه و روش و حق عمل بر اعتقادات و باورها در چارچوب قانون و شرع میدانم . در هر جامعه ای به خصوص جامعه اسلامی آزادی چارچوب پذیرفته شده ای دارد که همه ملزم به رعایت چارچوب آن هستیم و تفکرما و اندیشه و عمل ما نباید مخل آزادی های دیگران باشد با حاکم شدن فضای آزاد بر اندیشه و عمل در عرصه های پذیرفته شده پایه های اولیه دمکراسی شکل میگیرد و با شکل گیری دمکراسی آحاد مردم نقش فعالی در خلق جامعه آرمانی خود به عهده میگیرند و چون خود را در خلق آن سهیم میدانند تمام تلاش خود را برای مشارکت در ساخت و بقا ء آن بکار میگیرند و در همه امور جامعه عقل جمعی حاکم میشود حاکم شدن عقل جمعی و توافق بر سر معیارها همسوئی و هم افزائی ایجاد میکند و این نقطه آغاز تحمل همدیگر بر سر آرمان های مشترک ، افزایش روحیه نقدپذیری ، گسترش و مراقبت نظارتهای عمومی و طلوع بارقه های رشد و تعالی جامعه است . هیچ چیزی نمیتواند به اندازه آزادی و دموکراسی حیات ملت ها و حکومت ها و تمدن ها را دوام و بقاء ببخشد و تاریخ گواه حاضر آن است در هر جامعه ای آزادی غروب کرده و بساط نقد و نظر برچیده شده و حق تعیین سرنوشت از ملت ها سلب شده ، دمکراسی از آن جامعه رخت بربسته و موجبات کجروی حاکمان فراهم شده و با حاکم شدن استبداد موجبات جنبش ها و انقلاب ها و فروپاشی ها فراهم شده است . در دین اسلام آزادی به اندازه ای پاس داشته شده که خداوند همه را در انتخاب حتی دین اسلام آزاد گذاشته و تکلیف و بازخواست را به اندازه وسع هر انسانی معین کرده و امر به شور ومشورت در همه امورعین سفارش خداوند به حاکم شدن دمکراسی است . آزادی و دمکراسی نباشد موتور توسعه سرد و خاموش بوده و تمام چرخ های آن قفل است و هل دادن شعاری ماشین توسعه کاری عبث و بیهوده است . خوش خبر : امروزه یکی از اساسی ترین بحث هایی که می تواند مورد توجه قرار گیرد بحث توسعه و شاخصهای آن در سطح کلان مملکتی می باشد اما ما می خواهیم این بحث را در چارچوب منطقه ای آن که همان حوزه مرند و جلفا می باشد بحث کنیم لطفا در این رابطه توضیحات لازمه را بیان نمایید ؟ سخن از توسعه مرند و جلفا گفتن خیلی سخت و دردآور است اولا باید بگویم توسعه یک امر اتفاقی نیست برنامه میخواهد و به نظر من توسعه ای ، توسعه است که پایدار باشد توسعه پایدار مجموعه مرکبی از شاخص های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، علمی ، آموزشی ، پژوهشی و فن آوری و تکنولوژی و صنعتی و حتی مذهبی و دینی و .... است . متاسفانه در جامعه ما وقتی صحبت از توسعه میشود اغلب ذهن ها روی مسائل اقتصادی قفل میشود در حالی که رشد اقتصادی یکی از وجوه توسعه است منطقه مرند و جلفا علی رغم داشتن بسیاری از فاکتورهای بالقوه برای توسعه بسیار ازقافله توسعه ایران که سهل است حتی از همسایگانی که در زمانی نزدیک اقلام معیشتی آنها از مرند و جلفا تامین میشد فاصله گرفته و عقب مانده است اقلیم سرشار از منابع طبیعی ، دشت های مستعد ، کانی های طبیعی ، همجواری با کشورهای آذربایجان ، ارمنستان و نزدیکی به مرز ترکیه و همجواری با شاه راه ارتباطی کشوربا اروپا و طبیعت مستعد برای جذب گردشگر داخلی و خارجی و آثار متعدد باستانی و از همه مهمتر منابع سرشار انسانی همگی سرمایه هائی هستند که اسباب بالقوه برای دگرگونی و تحول عظیم منطقه هستند که با بی برنامه گی سالهاست که دچار هرزروی شده و به جای توسعه پایدار و مستمر فقط قبض و بسط های کمٌی اتفاق افتاده است . برای توسعه منابع سرمایه ای از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است بکارگیری ناعادلانه و تبعیض آمیز نیروی انسانی ، تعابیر و تفاسیر شخصی از قانون و بکار گیری ابزاری آن و تنگ نظری های خلاف عقل و منطق و مقدس نبودن امر سرمایه گذاری و عدم توجه به نیروی انسانی باعث سرمایه گریزی و فرار نیروی انسانی مستعد و آموزش دیده از منطقه شده است فرزندان آموزش دیده منطقه نقش های کلیدی در توسعه جای جای ایران بر عهده دارند و هنگام روی آوردن به منطقه نه کار آبرومندی دارند و نه سرمایه ای و نه حامی ! و اغلب اسیر تیرهای زهرآگین تهمت و افترا و تمسخر بعضی ناآگاه بریده از خدا و خلق خدا میشوند . در سالهای گذشته مدیران منطقه اغلب غیر بومی بوده اند و ظاهرا منطقه مرند و جلفا مرکز آموزش و تمرین مدیران غیر بومی بوده است . منطقه ای که وزیر و معاون وزیر و استاندار و ده ها مدیرکل و استاد دانشگاه دارد امروز اسیر دست برخی مدیران تنگ نظری است که مرند و جلفا حیات خلوت آنهادر استان است البته حساب خدمتگزاران خدوم جداست مردم مرندو جلفا قدردان خدمتگزاران هستند. متاسفانه وضعیت جلفا اسفناک تر از مرند است و نیاز به توجه ویژه دارد من توسعه مرند و جلفا را به هم پیوسته میدانم و تصور میکنم پتانسیل های دو شهرستان برای ایجاد هم افزائی و تسریع در توسعه به شدت به هم وابسته هستندمردم شهرستان جلفا انسانهای آگاه و فهمیده و با استعدادی هستند به نظر من اعتبارات منطقه ای و درآمد های استانی برای روشن کردن موتور توسعه مرند و جلفا بسیار ناچیزند با توجه به اینکه اقتصاد در کشور ما به شدت دولتی است و سرمایه گذاری های بزرگ عمدتا توسط دولت انجام میشود به نظر من در طی دوره های گذشته منطقه مرند و جلفا در مجلس نماینده ای برنامه محور ، کلان نگر ، آشنا به ابواب توسعه و عامل و آگاه به امور عمرانی و اجرائی نداشته است و علی رغم احترامی که به همه منتخبین دوره های گذشته قائل هستم آنها را در انتقال خواست های مردم منطقه به حاکمیت و توجیه نیازها و پیگیری مطالبات مردم از حکومت و جذب و هدایت سرمایه های ملی و سرمایه های سرشار بخش خصوصی به منطقه موفق نمیدانم مردم مرند و جلفا خواهان یک حرکت انقلابی و جهادی در همه عرصه ها هستند مردم منطقه مرند و جلفا خاطره غم انگیز احداث کارخانه لامپ تصویر و سرنوشت تلخ و نامعلوم آن و فروپاشی گمرگ جلفا و انبارهای عمومی را که باعث آوارگی و بیکاری بسیاری از خانواده ها و رکود راه آهن منطقه که سالانه سه میلیون تن کالای مورد نیاز کشور از طریق آن حمل میشد راهیچگاه فراموش نخواهند کرد . مسئولین امر چه گلی به سر مردم منطقه زده اند ؟! همه آنها مدیون و بدهکارمردم منطقه مرند و جلفا هستند و باید پاسخگوی کوتاهی های خود باشند ! مرند و جلفا از نظر وسعت سرزمینی و جمعیتی مقام دوم و سومی استان را دارد ولی در شاخص های توسعه در مقایسه با سایر نقاط استان جزو محرومترین مناطق شده است اگر شما مرند و جلفا را با شهرهای بناب و ملکان مقایسه کنید عمق فاجعه را بیشتر خواهیم فهمید !من فقط میتوانم بگویم متاسفم و اگرخون گریه کنیم کمترین وظیفه ای است که به جا آورده ایم . خوش خبر : به عنوان یک شهروند اگر بخواهید مشکلات منطقه را اولویت بندی کنید چه مشکلاتی و به چه ترتیبی قابل طرح هستند در ضمن به عنوان یک شهروند ویژگی های یک نماینده مجلس را نیز از نگاه خودتان بیان نمایید ؟ بی برنامه گی و سرمایه گریزی بزرگترین درد منطقه مرند و جلفاست ! بیکاری بیداد میکند عدد های بزرگی برای نرخ بیکاری نقل قول شده است که دردآوراست . بیشتر بانوان عفیف و زنان مرندو جلفا درس خوانده و آموزش دیده و درخانه ها محبوس شده و بیکار هستند ! آمارها نشان میدهد روستاها به جهت نبود درآمد مکفی در حال تخلیه شدن و هجوم به مناطق شهری هستند و باغ شهر قشنگ و سبز مرند ما نابود شده است درآمد مناسب و زندگی آبرومند و اشتغال جوانان و ازدواج و ناتوانی از ادامه تحصیل به جهت هزینه های سرسام آور دغدغه های اصلی مردم منطقه مرند و جلفا است کمتر خانه ای را میشود یافت که یکی دو بیکار در آن نباشد ! بعضی ها مردم منطقه را تحقیر کرده اند مدرسه ، برق ، مخابرات ، گاز و .... هر چه نیم بند به مردم که حقشان بود داده اند را وجه المصالحه بازی های خود قرار داده و همیشه منت آن را بر سر مردم نهاده اند. دانائی محوری کنار گذاشته شده و دانشجویان و دانش آموختگان به حاشیه رانده شده اند و هیچ توجهی به آنها و نظریاتشان نمی شود میدان داران طبل کوبان ساده اندیش هستند که اغلب نوک دماغشان را فقط میتوانند ببینند . فرهنگ و هنرو شاخه های آن چون شعر ، نقاشی ، موسیقی محلی ، لباس های سنتی ، گویش های محلی ، سینما ، تئاتر نابود شده است . مرند و جلفا با سابقه دینی امروز از داشتن یک مدرسه دینی آبرومند محروم است ! بیمارستان و کارهای درمانی و توسعه مراکز درمانی دستخوش سلیقه ها و اسیر سیاست زدگی است ! صنایع منطقه آسیب دیده و فعالیت نیم بندی دارند . مطبوعات از بی مهری ها فلج شده اند و اغلب تعطیل هستند هیچ یارانه ای به آنها پرداخت نمیشود . زمین و مسکن به قدری گران شده که تامین مسکن برای خیلی ها آرزوی دور و دراز است ! علی رغم گذشت سالها هنوز مشکل تصفیه آب به خوبی حل نشده و این دشمن پنهان هنوز مشغول درو کردن کلیه های مردم منطقه است ! عمران شهرها با سرعت لاک پشتی در حال انجام است ! و چه بگویم که ناگفتنم بهتر است همه این عقب ماندگی ها مایه شرمساری و خجالت ما در مقایسه با مناطق دیگر استان است . به عنوان یک شهروند مرندی میگویم نماینده مردم مرند وجلفا باید فردی متعهد ، خداترس ، عالم و عامل به احکام الهی ، دردآشنا ، متخصص ، دارای بینش سیاسی مشخص ، دارای سابقه و تجربه کافی ، کلان نگر ،آشنا به ساختار حکومت در کشور، قسم خورده خدمت و متعصب به سرنوشت منطقه مردم مرندو جلفا ، مهربان و دوست همه ، شجاع ، صادق ، امین ، درستکار و عاشق خدمت باشد وبه شدت از دسته بازی و گروه گرائی و شخص پرستی بپرهیزد و در یک کلام مخلص همه مردم مرند و جلفا باشد ! خوش خبر : نقش احزاب و جریان های سیاسی در انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید ؟ احزاب شناسنامه دار اولا باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند ثانیا در هر انتخاباتی مصادیق درست مورد نظر را برای مردم بشناسانند با مردم و برای مردم باشند ودرد آنها را بشناسند و برای رفع آلام ملت برنامه علمی و عاقلانه ارائه دهند و به شدت از تنگ نظری و تند روی بپرهیزند تا مردم به آنها اعتماد کنند به نظر من مرندو جلفا هم جدا از سایر نقاط کشور نیست مردم به حرف احزاب و حرکت آنها توجه دارند فکر میکنم احزاب باید در معرفی کاندیدا به مردم صادقانه و از روی تعهد عمل کنند و افراد شایسته مرام خود و شان مردم را به مردم معرفی کنند افرادی که هر روز باری به هر جهت زیرهرپرچمی که بیشتر به آن باد میخورد سینه میزنندودم به دم رنگ به رنگ میشوند یا افرادی که انجام وظیفه خود را چماقی برای کوبیدن به سر مردم کرده و همیشه منت آن را بر سر مردم میگذارند و کارهای انجام یافته را نردبان ترقی خود قرارداده و خواهان کسب امتیاز های ویژه از مردم هستند نه درشان نمایندگی احزاب از هر مرام و مسلکی هستند و نه شایسته نمایندگی مردم متعهد و فروتن مرند وجلفا را دارند . احزاب اگر میخواهند بمانند باید قسم خورده های واقعی خدمت به مردم را به عنوان کاندیدا انتخاب و به مردم معرفی کنند پرواضح است که با معرفی شخصی مطمئن و قاطع و آگاه به مقتضیات زمان خواست های مردم و آنها هم تامین میشود نباید مرام حزبی فدای مصلحت اندیشی و سهم خواهی بعضی ها قرار گیرد . به نظر من آویزان شدن احزاب به هر کاندیدای غیر معتقد به آرمان حزبی به خاطر منافع زود گذرخیانت به مردمی است که از جان و دل معتقد به مرام حزبی هستند و هیچ گاه مردم از خطاهای اینچنینی احزاب نمیگذرند چه اصلاح طلب باشند چه اصول گرا
|
