نظر سنجی

کدامیک از بخشهای سایت رضایت شمارا فراهم می کند؟
 
No images

تصوير تصادفي

    images/stories/photonews Not a directory

آمار سایت

اعضا : 133
مطالب و محتوا : 2596
لینك وب ها : 107
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 2124290

حاضرین در سایت

ما 45 مهمان آنلاین داریم
باز محرم آمد و اشك هايش براي حسين
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط پيام ميشو   
پنجشنبه ، 20 دی 1386 ، 21:38

باز محرم آمد و اشك هايش براي حسين

باز محرم آمد و ناله هايش براي زينب

باز محرم آمد و دلتنگي هايش براي رقيه

باز محرم آمد و دل شكستگي هايش براي عباس

و باز عاشقان و شيفتگان حضرت در جنب و جوش،علمهاي سياه رابرپا ميكنند و مساجد و تكيه ها را براي عزاداران سرور و سالار شهيدان آماده ميكنند ،شيعيان رخت عزا برتن كرده اند و در ايام محرم بابرپايي مراسم نوحه خواني و سينه زني ، زنجير زني و مراسم تعزيه به سوگواري پرداخته اند . اين لباس سياهي كه بر تن كرده اند نشان عزاست و عرض تسليتي است خدمت صاحب عصر حضرت امام زمان مهدي موعود (عج)يگانه منجي عالم بشريت .

 آذربايجان جايگاه عاشقان حسين (ع)است و عشق به امام مظلوم از افتخارات آذربايجاني است .

استاد محمد حسين بهجت تبريزي در شان محرم نوشته اند  :

حماسه حسینی


 

 

 محرم آمد و آفاق مات و محزون شد 

 غبار محنت این خاندان به گردون شد

 

 به جامه های سیه کودکان چون دیدم 

 دلم  به یاد  اسیران کربلا  خون  شد

 

 به یاد تشنه لبان کنار نهر فرات  

 کنار چشم من از گریه رود کارون شد

 

 به خاندان رسالت ببین چه ظلمی کرد

 فلک که زینب کبری ز پرده بیرون شد

 

چو بر حسین به گرییی به حشر خندانی

هر آن دو دیده که نگریست سخت مغبون شد

 

چه آتشی است که می جوشد اشک ها گویی

 که چشمه ها همه کارون و سینه کانون شد

 

چه نوحه داشت سر نعش نوجوان حسین

هزار حیف که لیلا ز غصه مجنون شد

 

به سوز و ساز بشکسته دل پرسم

که شیره خواره به خون غرقه از چه قانون شد

 

سر و بری که رسول خداش می‌بوسید

به زیر سم ستوران خدای من چون شد؟

 

فدای همت و مهر و وفای تو عباس

که قد هر الفی پیش قامتت نون شد

 

حماسه‌ای است حسین از حماسه‌ها ما فوق

هر آن حماسه که در وی رسید مادون شد

 

به خیمه‌های امامت چنان زدند آتش

که آهوان حرم سر به دشت هامون شد

 

رسید نوبت زینب که شیرزاد علی است

جهان به حیرت از این سر بلند خاتون شد     

 

بدوش پرچم آتش گرفته‌  اسلام

به قصر ابن زیاد و یزید ملعون شد

 

چنان بکوفت به تیغ دستگاه یزید

که خود یزید چو مار فسرده افسون شد

 

حسین عائله با خود نبرد بی تدبیر

که غرق حکمت او فکرت فلاطون شد

 

یزید جلوه کار حسین می‌پوشید

ز زینب است که این جلوه روز افزون شد

 

از این مبارزه بشکفت خاندان علی

چنان که نسل پلید امیه موهون شد

 

سه سال بعد تنی ز آن همه سپاه یزید

 نبود زنده چنان آسمان دگرگون شد

 

بنی امیه و آن دستگاه فرعونی

همان فسانه فرعون و گنج قارون شد

 

ولی حسین علمدار عشق و آزادی

لقب گرفت و شهنشاه ربع مسکون شد

 

تو شاه دین چه جهادی به راه دین کردی

که مکه هم به تو ماه مدینه مدیون شد

 

خوشا به حال شما ای فدائیان حسین

که دین به خون شما‌ها رهین و مرهون شد

 

یزید نخل اسلام ریشه کن می خواست

حسین بود که دین زنده تا باکنون شد

 

سفینه‌های نجاتنند جمله معصومین

ولی سفینه او رشگ فلک مشهون شد

 

کنون‌ مقابر این‌ها بود زیارتگاه

 کدام زنده به دین افتخار مقرون شد؟

 

تو شهریار به مضمون بلند دار سخن

هر آن سخن که جهانگیر شد به مضمون شد

 

منبع: کلیات دیوان شهریار جلد 
 
 

 
 
 
 
 
  

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 
آخرین بروز رسانی مطلب در جمعه ، 21 دی 1386 ، 16:23