نظر سنجی

کدامیک از بخشهای سایت رضایت شمارا فراهم می کند؟
 
No images

تصوير تصادفي

    images/stories/photonews Not a directory

آمار سایت

اعضا : 133
مطالب و محتوا : 2596
لینك وب ها : 107
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 2124129

حاضرین در سایت

ما 42 مهمان آنلاین داریم
عدالت و آزادي بايد مديريت شوند نه به نفع هم ذبح مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط پيام ميشو   
دوشنبه ، 16 مهر 1386 ، 20:37

احمد قابل:
عدالت و آزادي بايد مديريت شوند نه به نفع هم ذبح
خود مردم بايد تشخيص دهند كه به چه كسي راي دهند

يک پژوهشگر ديني اظهار داشت كه عدالت اجتماعي حقيقي اسلام گويي با علي (ع) مدفون شد و با عدل منتظَر، بايد دوباره زنده شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان - احمد قابل كه در سلسله‌نشست‌هاي شبهاي رمضان شوراي اصلاح‌طلبان خراسان رضوي سخن مي‌گفت، افزود: ما در تعابيري چون حق‌الله مسامحه مي‌كنيم؛ واقع امر اين است که گذر زمان گردي روي شرايط مي‌نشاند و آن‌چنان اين غبار غليظ و مکدر مي‌شود که حقيقت آن وسط گم مي‌شود

 

حمد قابل در اين مراسم كه با همكاري جمعي از اعضاي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي شرق كشور برگزار شد، در ارتباط با عدالت اظهار داشت: وقتي مي‌گوييم عدالت مبتني بر حق است، يعني مبتني بر حق‌الناس است، اگر در اخلاق عدالت را صرفا به عدالت نفسي و فردي فرو کاهيم و بعد به حق‌الله گره‌اش بزنيم نه خبري از حق‌الناس و نه خبري از عدالت اجتماعي هست.

وي با طرح اين پرسش كه « چند نظريه‌پرداز اسلامي وجود دارند که درست عدالت اجتماعي را تفسير کرده باشند و راجع به عدالت اجتماعي اسلام کتاب نوشته باشند؟ » گفت: اخلاق اسلامي، اخلاق فردي شده است و کاري هم به اخلاق اجتماعي ندارد.

قابل ادامه داد: مي‌گويند غبيت نکنيد؛ چون خدا راضي نيست و رابطه شما با خدا بهم مي‌خورد؛ چرا كه وقتي رابطه شما با خدا به هم مي‌خورد؛ رابطه شما با خلق خدا به هم مي‌خورد. انساني‌زيستن اين است که از انسانيت خارج نشويد، بايد با هم انس و در کنار يکديگر زندگي مسالمت‌آميزي داشته باشيد و لازمه تمامي اين‌ها اخلاق است.

وي با بيان اين كه نگاه ما به اخلاق اجتماعي نيست بلكه فردي است، گفت: اگر از روز اول نگاه اجتماعي غلبه پيدا مي‌کرد، امروز اين قدر بداخلاق نبوديم .

اين پژوهشگر اظهار داشت: حتي در تفکر مدرن، دعوا بين مبنا قرار دادن ليبراليست‌ها و سوسياليست‌ها وجود دارد، از اول انقلاب رسم بود اين که هر چيزي در دنياي مدرن است، مي‌گفتيم اسلام نه اين است و نه آن، با دو نفي مي‌خواستيم به جامعه بگوييم که چيز ديگري هستيم؛ اما هيچ وقت ننشستيم تا اثبات چيزي را معين کنيم و بگوييم که اين اسلام است.

وي در بخش ديگر سخنانش گفت: نظريه‌اي که بنده نسبت به اسلام از مقوله عدل و آزادي درک مي‌کنم اين است که اگر مبناي مورد توافق عقلاني علم امروز را در صحنه فکري و حقوقي جهان، همين چيزي که تحت عنوان اعلاميه حقوق جهاني بشر است، قرار دهيم و بپذيريم که در متن اعلاميه حقوق بشر به عدالت و آزادي انسان‌ها توجه شده، {بايد بپذيريم كه} يک جاهايي هم از برابري به نفع آزادي چشم‌پوشي شده و يا بالعكس.

وي تصريح کرد: اعلاميه حقوق بشر هم محدود است؛ چرا که در مقام عمل همه انسان‌ها از آن عدالت منطقي که بايد وجود داشته باشد، بهره‌مند نيستند و نابرابري خود به خود و به صورت طبيعي شکل مي گيرد.

اين پژوهشگر اظهار داشت: همه انسان‌ها از فرصت و امکانات برابر بهره نمي‌گيرند؛ چرا که انسان‌هاي ستمگري هستند که ممکن است اين امکانات برابر را پيش چشم صاحبان حق سرقت کنند و بعد با اتکا به قدرت و زور در اختيار آن‌ها قرار ندهند و آن وقت است که صحنه زندگي بشر متلاطم و دچار تبعيض مي شود.

وي با طرح اين پرسش که وقتي اين وضعيت پيش آمد بايد چه کنيم؟ گفت: شما اين تعارض‌ها را در مقام عمل بينيد و اينجاست که هر کسي در مقابل منافع خودش به ميدان مي‌آيد و تفسير شخصي مي‌کند؛ اما در نگاه کلي، محدوديت‌هاي جهاني را هم مي‌پذيرد.

قابل افزود: مديريت جامعه بايد حداقل‌هاي زندگي را فراهم کند ولي در حداکثرها نبايد دخالت کند.

وي هم‌چنين با اشاره به كمبود امكانات و فراواني خواست‌هاي مردم و مواردي كه به تزاحم حقوق مي‌انجامد ادامه داد: به عنوان مثال اگر در بيرون و در صحنه طبقات يک چشمه آب است که فقط مي‌تواند بخشي از زمين‌ها را در طول سال سيرآب کند تا بتوانند از آن زمين برداشت کنند چرا که به هر کسي نمي توانند يک ليتر از اين آب دهند، چرا که هيچ کس نمي‌تواند بهره ببرد، اين جاست که محدوديت امکانات و فراواني حقوق به تزاحم مي‌رسد.

وي گفت: ديدگاه من اين است که جاي نظريه‌دادن بدون اين که هيچ کدام را به نفع ديگري ذبح کنيم بايد مديريت کنيم؛ يعني به هيچ عنوان اجازه ندهيم به نفع عدالت آزادي‌ها را ناديده بگيرند يا به نفع ‌آزادي عدالت را.

اين پژوهشگر ديني اظهار داشت: اگر تعارض پيش آيد بايد آنجا مديريت کنيد؛ چون بحث ضرورت است، عقلاي آگاه بايد بنشيند و به کمترين ضرر سعي و اين مشکل را حل کنند و اين همان چيزي است که اسمش را مديريت صحنه اجتماع مي‌گذاريم. مي‌گوييم سياست مبتني بر عدالت و آزادي بايد مبتني بر عدالت باشد؛ چرا که آزادي بدون عدالت آزادي نيست، بلکه سرابي از آزادي است.

وي اظهار داشت: منظور از آزادي فقط آزادي بيان نيست؛ بحث آزادي‌ها منفي و مثبت است؛ يعني من بايد حق داشته باشم اگر مي‌خواهم نخورم، اگر مي‌خواهم نسپندم، از اين جاست که مصاف شروع مي شود؛ يعني وقتي انسان در برج عاج نشسته و مي‌خواهد فقط بحث‌هاي نظري کند ممکن است خيلي حرف هاي زيبايي بزند؛ اما در مقام عمل اين گونه نيست، بحث اعتدال را چه مي‌کنيد؟

احمد قابل گفت: شريعت بايد تابع عدالت باشد نه اين که ما بگوييم هر چه شريعت گفت عدالت است. وقتي همه آن‌ها را ملتزم شديم بايد جوابي داشته باشيم که با همه مبناهايمان همخواني داشته باشد، نه اين که مثل بعضي بگوييم نمي‌فهميم، مگر مي‌شود انسان چيزي را نفهمد و به آن ملتزم شود؛ چرا که قرآن مي‌گويد از چيزي که به آن علم نداري، پيروي نکن. اين را فقط براي عرب جاهل و غيرمسلمان نمي گويد، بلکه براي مسلمان هم صدق مي‌کند. مگر من حق دارم چيزي را که به آن علم ندارم، تبعيت کنم، اين تبعيت کورکورانه و جاهلانه است .

وي گفت: ايجاد عدالت نفساني يعني ايجاد تعادل قواي دروني؛ يعني به همه حق دادن و حق همه را ادا کردن. اگر انسان احساس خود را در کنار حق محاسبه خود قرار دهد، حق محاسبه و احساسش را ادا کرده است.

قابل ادامه داد: انسان متعادل يعني كسي كه قوه‌هايي را که در درونش است با هم جمع مي‌زند و نتايجي را بيرون مي‌آورد که به او مي‌گويد بايد چگونه باشد. ما اسم اين را تعقل و فهم مي‌گذاريم . علم دروني انسان مي‌گويد تو بايد متعادل باشي، رساله امام سجاد (ع) حقي را پيش چشم ما باز مي‌کند که حقوق دانان ما سعي دارند در مقام خارج براي ما درست کنند.

احمد قابل گفت:اين قواي دروني را امام سجاد(ع) واجد حق مي‌داند، واقعا حق است، تنها آن عدالت نفساني انسان را درست مي‌کند که در عدالت اجتماعي تاثير مي‌گذارد.

وي در ارتباط با مقوله آزادي نيز گفت: تا سراغ آزادي مي‌رويم برخي مي‌گويند اگر آزادي باشد، بي بند و باري زياد مي‌شود؛ چرا شما تا صحبت از آزادي مي‌شود ذهنتان به سمت بي بند و باري مي‌رود؟ چرا آن انسان‌هايي که در مقام علمي مي‌نشينند و صحبت از آزادي مي‌کنند هيچ وقت يادشان نمي‌آيد که بايد از اين آزادي‌ها يک قانون تعريف کنند؛ اما هيچ وقت آزادي را تفسير نمي‌کنند؛ چون اول چيزي که جلوه مي کند، جلوه‌هاي مثبت آزادي است، چرا هيچ وقت از جلوه‌هاي مثبت آزادي يادتان نمي‌آيد؟

احمد قابل گفت: به خدا اگر حدود 600 سال قبل مسلمانان به انحطاط رسيدند، به خاطر سلب آزادي از اين مردم و چوب تکفيري بود كه برخي روي سر عالمان گرفتند.

اين پژوهشگر در ادامه پرسيد آيا متوليان جامعه آسيب‌شناسي کرده‌اند که وضعيت فرهنگي جامعه چگونه است و چه کارهايي بايد انجام داد؟

اين پژوهشگر ديني گفت: انسان با شعار خيلي حرف‌ها را مي‌تواند بزند اما در مقام عمل چه مي‌شود؟ در مقام عمل مدام تبعيض‌ها اضافه مي‌شود و اعتماد به عناوين از بين مي‌رود.

وي اظهار كرد: بعضي کشورها مکاني براي معترضان در نظر گرفته‌اند که هميشه آن جا تجمع کنند، خب مشخص است که اين فرد تخليه مي‌شود، کارگري که يکسال حقوق نگرفته بايد به چه کسي بگويد.

قابل هم‌چنين تاكيد كرد كه خود مردم بايد تشخيص دهند كه به چه كسي راي دهند.

وي در ارتباط با حکومت حضرت علي (ع) نيز اظهار داشت: نسخه حکومت اميرالمومنين(ع) نسخه افتخارآفريني است که تا قيام قيامت براي مايي که خودمان را مدعي اسلام مي‌دانيم، افتخارآفرين است.

قابل هم‌چنين ابراز عقيده كرد: چگونه مي‌توان کسي را كه مردم در دوره قبل دو ميليون و 700 هزار نفر به او راي داده‌اند دفعه بعد رد صلاحيت ک

آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 4 آذر 1386 ، 16:26